محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

521

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

به من از خودم آگاه‌ترى و من از بيان حاجتم ناتوانم ؛ پس هرچه را خود براى دنيا و آخرتم سزاوار مىبينى برايم قرار ده . ( فليس ذلك بنكر من هداياتك ) تو بهترين اميد و كريم‌ترين ميزبان هستى . ( و لا ببدع من كفاياتك ) نيكىهاى تو پيوسته و خوبىهايت ناگسسته و فضل و بزرگى تو عظيم است . ( اللّهمّ احملني على عفوك و لا تحملني على عدلك ) حال كه امام عليه السّلام از خدا درخواست بخشش مىكند و عدل خداوند را تاب نمىآورد ، پس حال ما چگونه است ؟ خداوند بدون شك از همه جهانيان بىنياز است و همه بندگانش را به جز ستمگران درنده‌خو مىبخشايد ؛ اما نسبت به ستمگران بدون هيچ ترحمى سخت خواهد گرفت ؛ چه اين‌كه در حديثى آمده است : « كسى كه رحم نكند مورد ترحم قرار نمىگيرد » « 1 » مىگويند كه روزى به امام زين العابدين عليه السّلام گفته شد كه حسن بصرى مىگويد : « اين شگفت نيست كه كسانى به هلاكت مىرسند ؛ اما اين شگفت است كه چگونه كسانى نجات پيدا مىكنند . » امام عليه السّلام با اين گفته مخالفت كرده و فرمود : « شگفت نيست كه كسانى نجات پيدا مىكنند ؛ اما شگفتى آن‌جا است كه كسانى با وجود رحمت بىپايان خداوند به هلاكت مىگرايند . » « 2 »

--> ( 1 ) . صحيح بخارى : 7 / 75 ؛ صحيح مسلم : 7 / 77 . ( 2 ) . بحار الانوار : 75 / 153 ح 17 ؛ شرح صد كلمه ، بحرانى : 183 .